یادگیری، سفری است که در آن نمره فقط یک توقف کوتاه است، نه مقصد نهایی.
شب امتحان است. فرزندتان کتاب را باز کرده، اما بهجای خواندن، مدام از خودش میپرسد: «این سؤال میآید یا نه؟ چند میگیرم؟ اگر کم بگیرم چه میشود؟» اینجا یادگیری متوقف شده و جای آن را اضطراب گرفته است. نوجوان در این سن بیشتر از هر زمان دیگری به «دیده شدن» نیاز دارد. وقتی تمام تلاشش در یک عدد خلاصه میشود، پیامی که دریافت میکند این است: «ارزش من به کارنامهام بستگی دارد.» این پیام، آرامآرام انگیزه درونی را میفرساید. او دیگر برای فهمیدن درس نمیخواند؛ برای فرار از سرزنش یا بهدست آوردن تأیید میخواند.
نکتهای که کمتر به آن توجه میکنیم این است: نمره، ابزاری برای سنجش است، نه معیاری برای ارزشگذاری. وقتی نمره به تنها زبان گفتوگوی ما با نوجوان تبدیل میشود، رابطهاش با یادگیری از «کنجکاوی» به «بقا» تغییر میکند. در این حالت، حتی دانشآموز خوب هم ممکن است بیصدا از درس فاصله بگیرد. اما خبر خوب این است که این مسیر قابل تغییر است، و تغییر از گفتوگوهای کوچک روزانه شروع میشود.
یک راهکار عملی:
وقتی کارنامه یا نتیجهی آزمون به دستتان رسید، پیش از هر حرفی درباره نمره، یک سؤال متفاوت بپرسید:
«از این درس، چه چیزی یاد گرفتی که قبلاً نمیدانستی؟»
یا:
«کدام قسمت برایت جالبتر بود؟»
این پرسشها سه کار مهم انجام میدهند:
۱. توجه نوجوان را از عدد به فرایند یادگیری برمیگردانند.
۲. به او یادآوری میکنند که تلاش و فهمیدن، بهخودیخود ارزشمند است.
۳. فضای گفتوگو را از قضاوت به کنجکاوی تغییر میدهند.
نمره، ابزاری برای سنجش است، نه معیاری برای ارزشگذاری.
لازم نیست این کار را همیشه و بینقص انجام دهید. حتی یکبار پرسیدن این سؤال، شروع یک عادت تازه است. نوجوانی، فصل شکلگیری هویت است؛ نه فصل مسابقهی اعداد. اگر میخواهیم فرزندمان تا بزرگسالی عاشق یادگیری بماند، باید به او نشان دهیم که ما هم فراتر از نمره، او را میبینیم. یادگیری واقعی، جایی اتفاق میافتد که نوجوان احساس امنیت کند که اشتباه کند، بپرسد، و کندتر یا متفاوتتر یاد بگیرد.
شاید سؤال خوب این باشد: امروز چند بار به فرزندم گفتم «چه چیزی یاد گرفتی» و چند بار پرسیدم «چند گرفتی»؟


دیدگاه شما چیست؟
برای افزودن دیدگاه باید وارد شوید